قالب وردپرس درنا توس

داستان خفن شب در کوپه قطار

داستان خفن شب در کوپه قطار

 

داستان خفن شب در کوپه قطار

یک خانم تنها شیک پوش و یک آقایی که تنها سفر میکرد   سوار قطاری به مقصدی خیلی دور شده

بودند، بعد از حرکت قطارمتوجه شدند که در این کوپه درجه ۱ که تخت خواب دار هم بود  ، با هم

تنها هستند و هیچ مسافر دیگری هم  کوپه نخواهد شد. ساعتها سفر در سکوت محض گذشت و

مرد مشغول مطالعه  یک داستان عاطفی و زن هم مشغول بافتنی بافتن بودیا داشت اینطور وانمود

میکرد وزیر چشمی مرد رو  نگاه میکرد . مردهم همینطور که مشغول کتاب خواندن بود نگاه هایی با

گوشه چشمش به خان داشت . شب که وقت خواب رسید ؛ خانم تخت طبقه بالا و آقا تخت طبقه

پایین را اشغال کردند. اما مدتی نگذشته بود که خانم…….. از طبقه بالا، دولا شد و آقا را صدا زد و

گفت: ببخشید! میشه یه لطفی در حق من ببکنید؟؟ مرد گفت  خواهش میکنم.من خیلی سردمه

میتوانید از مهماندار قطار برای من یک پتوی اضافی بگیرید؟؟؟ مرد جواب داد: من یه پیشنهاد  عالی

دارم! زن گفت: چه پیشنهادی؟ مرد: فقط برای همین امشب، تصور کنیم که زن وشوهر هستیم.

زن با خنده شیتنط آمیزی گفت : چه اشکال داره ، موافقم! – قبول؟ – قبول!!! مرد گفت ، خب ، حالا

مثل بچه آدم خودت پاشو، برو از مهماندار قطار پتو بگیر. یه لیوان چائی هم برای من بگیر  بیار. دیگه

هم مزاحم من نشو تو روحت منحرف شده وشیطان رفته تو جلدت میخوای مینو قول بزنی نمیتونی .

خدا همیشه مواظب منه  :)))))))))))))

 

 

                                          داستان خفن شب در کوپه قطار 

داستان منو عشقم

 

امید واریم از این مطلب از سری مطالب

آموزشی سایت نایاب بهره کافی را برده

باشید

www.nayab1.ir

******** * * * * * * * * * * * ************

همچنین بررسی کنید

چرا وچگونه؟

چرا وچگونه؟  این داستان از اون زمانی شروع میشه که یکی میاد ویکی میره کجا …

دیدگاهتان را بنویسید

Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.