قالب وردپرس درنا توس

زائیدن یک دیگ مِسی ( تصویر )

زائیدن یک دیگ مِسی ( تصویر )زائیدن یک دیگ مِزائیدن یک دیگ مِسی ( تصویر )سی ( تصویر )
 
ملانصرالدین از همسایه‌اش دیگی را قرض گرفت. چند روز بعد دیگ را به همراه دیگی کوچک به او پس داد. وقتی همسایه قصه دیگ اضافی را پرسید ملا گفت: «دیگ شما در خانه ما وضع حمل کرد.»زائیدن یک دیگ مِسی ( تصویر )
چند روز بعد، ملا دوباره برای قرض گرفتن دیگ به سراغ همسایه رفت و همسایه خوش خیال این بار دیگی بزرگتر به ملا داد به این امید که دیگچه بزرگتری نصیبش شود.
تا مدتی از ملا نصرالدین خبری نشد. همسایه به در خانه ملا رفت و سراغ دیگ خود را گرفت. ملا گفت: «دیگ شما در خانه ما فوت کرد.»
همسایه گفت: «مگر دیگ هم می‌میرد» و جواب شنید: «چرا روزی که گفتم دیگ تو زاییده نگفتی که دیگ نمی‌زاید. دیگی که می‌زاید حتما مردن هم دارد.<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
زائیدن یک دیگ مِسی ( تصویر )
این بود حکایت همسایه طمع کار  ما باید همیشه از هرس وطمع ودنیا پرسی دوری کنیم . باشد که از این حکایت زیبا پند گرفته باشید  انشالله

همچنین بررسی کنید

چرا وچگونه؟

چرا وچگونه؟  این داستان از اون زمانی شروع میشه که یکی میاد ویکی میره کجا …

دیدگاهتان را بنویسید

Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.